René Descartes
راستی زندگی چیست ؟برای چه باید زندگی کرد؟
راستی زندگی چیست؟ برای چه باید زندگی کرد؟ نخستین اندیشهای که به ذهنم میرسد، آن است که زندگی، خود همچون شمعی در تاریکی است که روشنیاش بر جادهای ناشناخته میافشاند. به یقین، در عرصه این دنیا، هر فردی ملزم است تا با بیداری عقل و تفکر واضح به جستجوی معنای راستین زندگی بپردازد. آیا هدف زندگی صرفاً جستجوی لذت و آسایش است، یا در حقیقت، در عمق وجود، ما به سوی شناخت و آگاهی در حرکت هستیم؟ از آنجا که من میگویم "من اندیشم پس هستم"، آنگاه چنان به نظر میرسد که وجود ما خود به مثابه یک مفهوم است، که با تعمق و شک در جستجوی حقیقت نهایی زندگی قرار میگیرد. در این راستا، باید از خود بپرسیم: آیا زندگی، تنها تداوم بقاء است، یا نیز میبایست با درک عمیق از خود و جهان پیرامون، به سوی هدفی برتر حرکت کنیم؟ به همان اندازه که به تخیل و تجربیات خود مینگریم، این سؤالات در ما شکل میگیرد که از طریق فکر و استدلال میتوانیم به حقیقت برسیم. پس، زندگی به نوعی متشکل از جستجو برای حقیقت و استحکام روحی است، و به همت این آگاهی، شاید بیابیم که وجود ما در پی اتصالی به حقیقتی کلانتر حول محور ذات خودمان است. بنابراین، باید در این پرواز فکری، همواره در پی آنچه باشد که به ما مفهوم و هدف میبخشد، و آن چیزی نیست جز «وجود» – وجودی که با تلاش در راستای فهم و دانائی، به شکوفایی و قوام میرسد.
