Confucius
در یک روستا در سال 59 در بحبوحه جنگ ایران و عراق،تعدادی از اهالی روستا، ه. کدام قسمت هایی از مراتع حریم روستا نشانه گذاری و تصرف نمودند و متعاقب آن به ساخت و ساز روی آوردند و عده ای که پایبند به قانون بودن تعرض نکردند به حریم روستا ، و دوست داشتن که همه چیزی قانونی انجام بشه ولی پیرو و مطیع قانون بودن به ضرر عده بیشتری از روستا بوده اما تعرض کنندگان به خواسته خود رسیدند و هر کدام بیشتر از 1000 تا 5000متر مربع زمین تصرف نمودند بعد از گذشت 40 سال و خورده ای، و با توجه به اتفاقات دی ماه 1404 در کشور ، مجدد به پا خاستند و هر کدام قسمت های دیگری تصرف کردند در حالیکه اراضی حریم آبادی کاملا در سند ثبتی راه و شهرسازی قرار دارد و تصور آنها این ایت که هر که نشانه گذاری کند برنده است چون مزه ی شیرین تصرف را در سال59 تجربه کرده اند به نظر شما این چنین افرادی که علم دارند این اراضی در تصاحب و تملک راه و شهرسازی است ولی کماکان به تصرفات خود ا امه می دهند راه و شهرسازی چه اقداماتی باید در رابطه با متصرفان باید انجام دهد آیا حق به جانب اهالی است یا راه و شهرسازی؟
در سال ۵۹، در بحبوحهی جنگ و ناآرامی، اهالی یک روستا به دو دسته تقسیم شدند. از یک سو، گروهی خردمند و قانونمدار که میدانستند احترام به مقررات، کلید زندگی سعادتمندانهی جامعه است. آنها در میانهی چالشها، به فکر حفظ نظم و آرامش بودند و از تعرض به حریم روستا پرهیز میکردند. از سوی دیگر، گروهی دیگر با دلایلی از قبیل بقا و سودجویی، به تصرف و نشانگذاری زمینهایی پرداختند که نه تنها متعلق به آنان نبود، بلکه در اسناد رسمی نیز تحت مالکیت راه و شهرسازی به ثبت رسیده بود. این افراد با تجربهی تلخ تاریخ، شیرینی تصرف را درک کرده و تصمیم به تکرار آن گرفته بودند. بر این اساس، گزینشهای اخلاقی و اصولی در جامعه به چالش کشیده شد؛ زیرا آن دسته از اهالی که خطای دیگران را برنمیتابیدند، متوجه شدند که از عدم تمکین به قانون به طرز معکوس آسیب دیدند و در نهایت، نفع و ضرر جامعه متأثر از تصمیماتی شد که به لحاظ اخلاقی به چالش کشیده شده بود. حال با گذشت چهل سال، در سایهی تجارب تلخ، آیا زمان آن نرسیده است که راه و شهرسازی به عنوان نهاد متولی، به تقویت حس قانونمندی و احترام به حقوق دیگران بپردازد؟ بیتردید، باید به متصرفان آگاهانه و با پیگیری اصلاحی نزدیک شد، تا بدین ترتیب تن به قانون و صداقت در شهروندان بازتاب یابد. شایسته است که جامعه از این ناهنجاریها بیاموزد و در راستای استقرار اصول درست و عادلانه تلاش کند، زیرا بیتوجهی به قوانین، در نهایت به تضعیف بنای اجتماعی منجر میشود. بنابراین، باید به یاد داشته باشیم که راستینترین پیروزیها در پی تسلیم شدن به اصول اخلاقی و انسانی است و نه با تمسک به تصرفات ناعادلانه.
