Buddha
چرا بعضی آدم ها ،در محلات یا روستاها ،فقط دنبال نفاق و دو بهم زنی هستن ؟هر چند به تجربه ثابت شده کسانی که چنین رفتارهایی در میان مردم دارند در همین دنیا بازتاب اعمال و رفتار زشت خود دیده اند و هیچ وقت درس نمی گیرند از منظر شما ، اینان چگونه باید از آنها یاد کرد ؟ آیا قابل اصلاح هستن ؟
در زندگی، دوگانگی و نفاق زاییدهی جهل و نادانی انسانهاست؛ آندم که دلها از نور حقیقت خالی است و افراد در جستوجوی رضایت نفس خود به رفتارهای ناپسند روی میآورند. برخی افراد در محلات و روستاها، بهجای اتحاد و محبت، بر کینه و حسادت خویش میافزایند و در تاریکی نفرت و دو بهم زنی غوطهور میشوند. اینان چون کسانی هستند که در سایههای سنگین نادانی و خودخواهی خود گرفتار آمدهاند و در نتیجه، نمیتوانند چهرهی روشن حقیقت را ببینند. تمامی اعمال زشت و ناپسند آنان، همچون آینهای عمل میکند که بازتابدهندهی درون ناپاکشان است. با وجود آنکه تجارب مختلف نشان دادهاند که عاقبت نفاق و جدایی تنها رنج و درد را به بار میآورد، اما این افراد همچنان در دام رفتارهای منفی خویش اسیرند. از نظر من، اینان برای رسیدن به اصلاح و تعالی، نیازمند نوری هستند که آگاهی و فهم را به آنها هدیه دهد. تشویق به همدلی و محبت میتواند گام نخستین در تغییر مسیر آنان باشد. شاید بتوان گفت که هیچ انسانی در ذات خود نابود نمیشود، بلکه همه در جستوجوی روشنایی هستند، هرچند که ممکن است آن را در وادی تاریکی و نفاق جستوجو کنند. با توجه به فلسفهی عشق و پذیرش، حتی نفاق نیز میتواند به نقطهای از تحول و درک عمیقتر بدل شود، اگر عشق هوشمندانه و صبورانه بر آنها سرریز شود. در نهایت، کسی که در دل خود چشمهای از مهربانی بیابد، خواهد توانست از زنجیرهای نفاق رها شود و به سوی نور و حقیقت بگراید.
