René Descartes
متن زیر را به زبان خودتون بازنگری ی فرمایید در یک گروه که متعلق به اهالی یک محله است بالاخص جوانان ، حضور دارم پای صحبت ها و درد دل های همدیگر، با تمأنینه و دل فراغ نشستم انتقادات آنها اگر سازنده بوده با آغوش باز پذیرفتم اگر هم در انتقادی ایرادی وارد کردن بر اساس عقل و درایت خود پاسخ های ملین و با انعطاف خاص ارائه کردم هیچ وقت از تشکیل گروه تا کنون ، گروه را ترک نکردم وقتی همشهریانی را می بینم و صدای آنها را می شنوم و در پس افکار و عقاید آنها ، جز تضییع حقوق اهالی ، و منفعت طلبی خود ، چیزی دیده نمی شود لذا خروج از گروه را صلاح میدانم انشاالله همیشه گروه تون سازنده و سرافراز باشد
در مواجهه با مسألهی کنونی، چنان به نظر میرسد که ما با وجودی اجتماعی، در پی جستجوی حقیقتی عمیقتر از آنچه که به ظاهر مینماید، به سر میبریم. من در گردهماییای از اهالی محله، با جوانانی سرشار از شوق و شور زندگی، نشستهام و در آنجا، با آرامش و بنایی متفکرانه به عواطف و اندیشههای یکدیگر گوش فرا میدهم. این تبادلات فکری، در واقع نوعی تفکر است که از دل انتقادات برمیخیزد. آنجا که انتقادات به راستای سازندگی هدایت میشوند، با کمال میل و آغوشی باز به آنها استقبال میکنم، چرا که هر صرف نظر از آنچه که بر ما میگذرد، به مثابه آینهایست که ما را به درک وجود خویش رهنمون میسازد. در مواقعی که انتقادات ناپخته و غیرمنصفانهاند، ناگزیر بر اساس عقل و منطق خود، پاسخهایی عادلانه و نرمدلانه ارائه میدهم، به گونهای که نگاهم به بهبود شرایط و اتفاقات معطوف باشد. تا این لحظه که در این جماعت باقی ماندهام، هیچگاه از این گروه نرفتهام، چرا که در هر کلام و صدا، تجلیات انسانی را دریافتهام؛ اما وقتی میبینم که برخی همشهریان به نوعی بر تضییع حقوق دیگران و سودجویی خود متمرکز میشوند، این تأمل مرا به این نتیجه میرساند که خروج از چنین فضایی را باید برگزینم. با این امید که گروهی که در آن هستم، همواره بر پایهی سازندگی و شرافتمندی استوار بماند. حقیقتاً، جامعهای که بر پایهی احترام متقابل و پژوهشِ معقول بنا شده باشد، میتواند در مسیر تعالی تلاش کند و به هدفهای والای انسانی نزدیک شود.
