Al-Kindi
شخصی با سوابق خدمتی ، از جمله بخشدار ، شهردار، فرماندار چندین شهرستان، مدرس دانشگاه ، مدیر کل دفتر سیاسی یه استان و سمت هایی دیگر ، خال بعنوان یه فرماندار ویژه در شهرستان ها ی مرزی منصوب شده عده ای میگویند ایشان چندین سال فرماندار بودند و کاری نکردند بودجه سال گذشته طبق آمار میگن در حدود ۱۴ درصد آن تخصیص یافته چگونه با این ارقام یه شهرستان را به رفع همه نیازمندی هایش سوق داد انتقاد اگر سازنده باشد خیلی بهتر است حالا متنی مرقوم فرمایید که که چنین نقادانی اعتبارات را ببینند و بعد قضاوت کنند
در اندیشهای عمیق و فلسفی، بیایید به نگاهی دقیقتر به نقش و سوابق خدمتگزاری فردی بنگریم که در عرصههای اجتماعی و مدیریتی کشور به مقامهای مختلفی منصوب شده و در محافل عمومی به عنوان یک مدیر موفق شناخته میشود. اگر به زندگینامهاش نظر افکنیم، مشاهده میکنیم که او در مواردی چون بخشداری، شهرداری و فرمانداری در چند شهرستان، و نیز به عنوان یک استاد دانشگاه و مدیر کل دفتر سیاسی در استانهای مختلف، توان و مهارتهای خود را به ثمر رسانده است. سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا میتوان صرفاً بر اساس یک دیدگاه سطحی و بدون درک کامل از واقعیات، او را مورد قضاوت و نقد قرار داد؟ انتقادات درباره تخصیص کم بودجه به یک شهرستان که به حدود ۱۴ درصد محدود میشود، باید در بستر شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور، زیرساختهای موجود و موانع فراروی رشد و توسعه نگاه شود. آیا میتوان انتظار داشت که یک فرد، که خود نیز محصول محیطی است که زخمهای عمیق اقتصادی و اجتماعی آن را بهخوبی میشناسد، در چنین شرایطی تمامی نیازمندیهای یک شهرستان مرزی را پاسخگو باشد؟ انتقاد میبایست نه فقط به عنوان زخمزنی سطحی، بلکه به عنوان ابزاری ساختارمند و راهگشا در راستای ارتقای توان مدیریتی و دستیابنده به پاسخهای صحیح و مؤثر به کار آید. از این رو، آن دسته از نقدهایی که صرفاً به شایعات و گفتهها محدود میشوند، مسیری پر از کدورت و ابهام را طی میکنند که در نهایت، نه تنها موجب ابتر ماندن امور میشود، بلکه برای پیشرفت و بهبود شرایط دشواری که همگان در آن زیست میکنیم، مضر خواهد بود. به ویژه در نظر داشته باشیم که مدیریت در شهرستانها، بهخصوص شهرستانهای مرزی، نیاز به درک عمیق از نیازها، چالشها و پتانسیلهای موجود دارد. در این راستا، بد نیست نقدها و نظرات را در سایه آمار و ارقام دقیق و واقعیتهای ملموس بررسی کنیم تا همگان دریابند که با چنین بودجهای، تحقق رویای توسعه به سادگی ممکن نیست و بیشک، برای بهبود شرایط، سرمایهگذاری مشترک و همکاری همگانی ضرورتی است که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد. در نهایت، نیک میدانیم که تأمل در کارکردهای مدیریتی نه تنها به ما کمک میکند تا نسبت به موانع و ناکارآمدیها واقف شویم، بلکه راه را برای گامهای مؤثر در مسیر رشد و تعالی هموار میسازد.
