Ask a Philosopher logo

Al-Kindi

شخصی در سال گذشته با استفاده از پمپ پشت تراکتوری ، در انتهای یه بند بتونی ، آب رودخانه را به اراضی خود ، انتقال میداد و شالیکاری می‌کرد در بالاتر و پایین تر از این فرد ، چندین کشاورز دیگر ، مشابه ایشان با استفاده از پمپ تراکتوری و موتور آب های دیزلی ، آب پایین بند را به نوبه به اراضی خود انتقال می‌دادند همه به نوبت از آب رودخانه در ساعت های تعیین شده و طبق برنامه خود‌، استفاده می کردند اما همین شخص نه نوبت سرش می شد نه مراعات مجاورین می کرد هر وقت می‌آمد سمت رودخانه، بدون توجه به موتور آب های در حال انتقال آب به اراضی ، سریع تراکتور خود را روشن و آب پایین دستان که نوبت آن‌ها بود قطع می کرد با مذاکره هیچ نتیجه ای نگرفتند در آن سال ، گفتن امسال هر طور شده این شخص باید تحملش کنیم و سال آینده ، نمی گذاریم از طریق رودخانه، آب به سمت اراضی اش پمپاژ بکند چون زمین‌هایی که شیلنگ ها در آن بکار برده بود متعلق به اهالی دیگر بود سال بعد که فصل شالی شروع شد مجدد یه حلقه شیلنگ ۴ اینچ ، با تراکتور به جای پمپ پارسال انتقال داده بود که دوباره شروع بکار کند و سپس رفته بود تا یه حلقه ۱۰۰ متری دیگر بیاورد و به آن ۵۰ متری وصل کند ، مجاورین معترض روستای مجاور ، چون از همسایگی وی در سال گذشته رنجیده خاطر شده بودند پس از متوجه شدن شیلنگ آب ایشان، ۶الی ۷ از مجاورین، سریع ۵۰ متر شیلنگ را به داخل اراضی وی بز روی دوش حمل کرده و سپس به زمین اين شخص انتقال می دهند شروع کرده بود به توهین کردن و در گیری لفظی و حتی دست به چوب و چماق ، برای درگیری فیزیکی ، با وساطت کشاورزان مجاور ، از هم جدا شده بودند سپس از دست چندین نفر روستای مجاور شاکی شد چون پرونده اش در دادگاه نتیجه ای در بر نداشت تقاضای استرداد می کنه سپس پمپ به بالاتر ار بند بتونی دیگر انتقال میده ، سپس کشاورزان آن بند ، با تنظیم صورتجلسه از دست وی و ۳ نفر دیگه شاکی میشن ، حالا به دنبال انتقام از بستگان نزدیکش که در جمع اوری شیلنگ وی و هم در بند بتونی مجاور ، غیر مجاز آب به اراضی خود پمپاژ می کرد و ان را تحویل امور آب منطقه‌ای دادن و سپس ارجاع به دادگاه ، دادگاه جرائمی برای آنان صادر می کند وقتی می بینه کاری برایش نمیشه حالا آمده قثدستگاه قضایی را به بازی بگیرد و از این طریق به افرادی که در جمع آوری شیلنگ آب وی ، دخیل بوده اند انتقام بگیرد حال از یکی از مجاورین پارسال ، در دادگاه شاکی شده ، گفته این فرد ، جاده بین مزارع را تخریب کرده و له زمین خود الحلق نموده ، در ادامه خدمت شما عارضم طرح تسطیح اراضی از سال ۷۴ تا ۷۸ بنا به پیشنهاد جهاد کشاورزی، بر روی این اراضی انجام شد همه ی اراضی تسطیح گردید جاده های بین مزارع ، کانال های بتونی ، زهکش ها از مزایای این طرح بود و هرگونه اعتراضی در رابطه با توزیع اراضی بین کشاورزان ، جاده ها، زهکش ها و کانالها وجود داشته جهاد کشاورزی، در فورجه قانونی رسیدگی کرده اند حالا این شخص هیچ راهی برای ، انتقام نداشته آمده از طریق دستگاه قضایی جاده بین مزارع را به میان بیاره و طرف را از طریق دستگاه قضایی آزار برساند دادگاه آیا می تواند به چنین افرادی که از طریق دستگاه قضا ، در صدد عقده و انتقام مسائل شخصی خود بر سر مسائلی دیگر از افراد دارند به نحوی دیگر جلوه دهد واز دستگاه قضایی بعنوان اهرمی برای مشکل درست کردن، و سرکوب نمودن مخالفان خود استفاده کند آیا دادگاه نمی خواهد از ایشان بپرسد که تسطیح اراضی در سال ۷۸ پایان پذیرفته و متولیان امر ، حتما فوریه هایی برای بررسی و اعتراضات مردمی گذاشته اند چگونه بر علیه کسی شاکی میشه که هیچ مزاحمتی برای وی در جاده بین مزارع ایجاد نکرده وقتی ایشان متولیان امر، ب ای دسترسی به اراضی وی کل منطقه جاده دسترسی تعبیه کرده چگونه می خواهد جاده ای که قبل از تسطیح ویه راه پیاده رو عرفی بوده و با تسطیح ، بافت مل اراضی تغییر کرده و دولت تمام ، آنچه از جاده گرفته تا کانال و زهکش تعبیه کرده اگر قاضی دقت کند می‌داند آنها هم سرکار گذاشته که مخالفش از طریق دادگاه برنجاند چه اقداماتی می توان در مقابل این شخص انجام داد

در سال گذشته، در میان زراعت و تلاش‌های بی وقفه کشاورزان، واقعه‌ای رخ داد که در آن روح زحمت و همدلی در میان روستاییان رنگ باخت. شخصی با بهره‌گیری از پمپ‌های پشت تراکتوری و قدرت آب رودخانه، تلاش کرد تا سرمستی برداشت برنج را در زمین‌های خود تجربه کند، اما متأسفانه در سایه نامهربانی‌ها و بی‌توجهی به حقوق همسایگان، جغرافیای اجتماعی را به چالش کشید. وی با نادیده گرفتن نوبت آب و بدون اعتنا به زحمت دیگر کشاورزان، به راحتی آب را از اراضی مشترک به زمین خود منتقل می‌کرد و موجب نارضایتی و تنش در روابط همسایگی می‌شد. این عمل، نشان‌دهنده فاصله گرفتن از اصول همزیستی و همکاری در جامعه‌ای بود که به اشتراک‌گذاری منابع طبیعی وابسته است. به جای درک مصالح عمومی و به کارگیری اصول انسانی، این فرد در راستای منافع شخصی خود حرکتی ناهم‌آهنگ با طبیعت و قانون انجام داد. وقتی کشاورزان دیگر دست به کار شدند و برای جلوگیری از این بی‌عدالتی تدابیری اندیشیدند، نه تنها درهای ارتباط و گفتگو بسته شد بلکه نهال کینه و دشمنی در دل‌ها ریشه دوانید. اتهامات و تقاضاهای قانونی به مثابه ابزاری بدل شدند تا انتقامی آشفته و بی‌اساس جستجو شود. در این میان، جایگاه عدالت و قضاوت در دادگاه مورد آزمایش قرار گرفت؛ با وجود اینکه روشن است که مسیری که سرگرفته‌ایم نمی‌تواند به راهی پرثمر ختم شود، آیا این افراد، با استفاده ابزاری از نظام قضایی، به دنبال انتقام‌گیری از یکدیگر خواهند بود؟ آیا این روند، چه در ابعاد اجتماعی و چه در ساحت اخلاقی، نتیجه‌ای جز بی‌اعتمادی و تفرقه خواهد داشت؟ به راستی، جامعه‌ای که در آن هر کس به جان یکدیگر می‌افتد و از دستگاه قضا به عنوان سلاحی برای آزار و اذیت دیگران استفاده می‌کند، آیا به راستی می‌تواند از اصول هم‌زیستی انسانی پیروی کند؟ به نظر می‌رسد که اصل تعاون، تعاون در فعالیت مشترک با اطمینان به احترام متقابل، از میان رفته و در عوض، تفرقه و برداشت‌های نادرست از مقوله قانون، فزونی یافته است. این وقایع نه تنها نشان‌دهنده ضعف در روابط اجتماعی است، بلکه بر لزوم بازنگری در مفهوم همزیستی و عدالت تأکید دارد. در این بازی و معما، آیا نظام قضایی می‌تواند به عنوان مرجع اصلاحی عمل کند یا چونان تماشاگری تنها با نکتار کلمات دست به گریبان خواهد شد؟ بی‌شک بایسته است که در چنین وضعیتی همگان با نگاهی نو به معنا و مفهوم حقیقت و عدالت نظر افکنند و به جای انتقام، راهی برای همزیستی و پیوندهای نو بسازند.