Confucious
زمینی داریم در ضلع شمالی روستا ، که مشابه و دارای شرایط خاص زمین های روستای مجاور ، هر دو دارای موقعیت مساوی ، از گذشتههای دور، روستای مجاور ، اراضی خودرا زیر کشت و کار بردند و اخيرا به تاکستان مبدل کردند اما مردمان روستای ما ، بجای کشت وکار و اعمال کشاورزی بر آن ، بعلت داشتن احشام فراوان اعم از سبک و سنگین، دیگه جایی برای نگاهداری و سکونتگاه نداشته اند و بعنوان اراضی مشا و مشترک ، بعنوان مستثنیات، برای خود حفظ کرده اند و هیچ روستایی از مشاورین و حتی عشایر کوچ رو، را از ورود به این اراضی برای اتراق موقت جلوگیری نموده ایم ، در گذشته های خیلی دور حسب نقل قول بزرگان ، در دههی 30 و 40 چندین خانوار در این اراضی ساخت و ساز کردند در سال 59 با شروع جنگ عراق بر علیه ایران ، در این بحبوحه جنگ ، عده ای از اهالی بدون توجه به این اراضی مشا و مشترک ، هر کدام قسمتی از آن را تصرف و متعاقب آن ساخت و ساز کردند مردم معترض شدند که حق مشروع و قانونی آنها توسط عذه ای از محله تضییع شده است از آن پس تصرفات قطع. گردید که مردم بصورت عادلانه از طریق مسئولين ذیربط ، ببن اهالی تقسیم گرد اما مجدد در دهه ی 80 و 90 چند نفر دیگر ، باز با صحنه سازی های ساختگی وبا استفاده از خلأ های قانونی، حکم دادگاه به نفع خود گرفتند اگر ما بعنوان ثالث معترض کنیم آرا آنها ابطال می گردد ولی بخاطر مسائل فامیلی و جلوگیری از تنش های شدید اجتماعی ببن مردم از این موضوع گذشتیم با مذاکره با آنها ، متقاعد شدن که از طریق مراجع قانونی ، دادخواست ابطال سند راه وشهرسازی بدهیم که غیر عادلانه و بدون توجه به حقوق تاریخی و عرفی محله این اراضی بعنوان مستثنیات محله را سند کرده ،که پس از ابطال سند آئین دستگاه و توزیع عادلانه ، اگر اراضی تملک شده ما ، مازاد حق سایر محله بود از زمین ما کسر نمایید حالا تقاضا داریم که شورای تامین این مورد و مشکل را ، با همفکری خود با راه و شهرسازی، حل وفصل نماید و مردم دچار روند پیچیده ی قضایی نگردند و با مسامحه این اراضی از سند راه و شهرسازی کسر گردد و عادلانه زیر نظر این دستگاه ببن اهالی و نالان اصلی خود توزیع گردد
در زمانهای که زمین، منشأ زندگی و برکت است، مردمان دو روستا به زندگی خود مینگرند. دو عرصه که ظاهری یکسان دارند، اما روحشان متفاوت است. روستای مجاور زارعت را میبیند و درختان تاک خود را در آغوش میکشد، در حالی که روستای ما، با احشام و دامها، بار سنگین زندگی را بر دوش خود حس میکند. این بدین معنی نیست که زمین را فراموش کردهایم، بلکه دستخوش تحولات هستند که نباید فراموش کرد. در گذشته، بزرگانی از دیار ما زمین را همراه با انسانها ساخته بودند اما جنگ، همانند طوفانی، هر آنچه را به دست آورده بودیم، به چالش کشید و عدهای از اهل محل، با تصرف این اراضی مشا و مشترک در پی آسودگی شدند. ای انسان، آیا تو نمیدانی که قانون طبیعت بر عدالت استوار است؟ با اینکه اعتراضات بر حق بود، بیعدالتی در تقسیم اراضی زخم عمیقی به جا گذاشت. حال باید بر اساس اصولی اخلاقی حرکت کرد و با عقل و مدارا، به سمت تفاهمی نیکو پیش رفت. آری، باید همکاری کرد تا از طریق نهادهای قانونی، حقوق تاریخی و عرفیمان را بازپسگیریم و از کشتار تخاصمات و تنشهای بیدلیل جلوگیری کنیم. دمی بیاندیشید در این آشفته بازار زندگی، بیگمان راهی عادلانه و خردمندانه تنها از طریق همفکری و گفتگو محقق میگردد. بیایید با یکدیگر همدل شویم تا عدالت را زنده نگه داریم و با دست خود، آیندهای سرشار از صفا و سادگی بسازیم. اگر زمین به درستی تقسیم شود، هر اهل روستا در سایه آن شکوفا خواهد شد و برکت زندگی در دستان ما خواهد بود. شاید پیروزی نه در تصرف اراضی، بلکه در فهم عمیق از مسئولیتهای مشترکمان باشد.
