William Shakespeare
در ضلع شمالی محله ما وشرفي روستای مجاور ، اراضی زراعی بی نظیری وجود داشت ، روستای مجاور ، از گذشتههای خیلی دور بین خود تقسیم و بر روی آن کشاورزی می کردند ودر دهه ی 8 آنرا به تاکستان مبدل کردند و اخيرا زیتون ، امل گذشتگان ما ، به جای کشت و کار ، آنرا بعنوان چراگاه و سکونتگاه قرار دادند این زمین نه موات بوده و نه عرصه جنگلی، که منابع طبیعی آنرا به نام خود سند بزند بلکه از بهترین و حاصلخیزترین اراضی محله بوده ، که بعلت احشام فراوان ، ودر معرض بودن زیان ، بر روی آن کشاورزی نکرده اند اما در سال 85 منابع طبیعی، بدون اطلاع و هماهنگی با مردم، و بدون بررسی میدانی، آنرا سند کرده و در 95 قسمتی از آن به راه و شهرسازی منتقل کرده در سال 59 به محض شروع بحبوحه جنگ تحمیلی ، عده ای از اهالی ، بدون رعایت حقوق مشاعی و عرفی و تاریخی همگان ، هر کدام قسمتی از اراضی ضلع شمالی محله را نشانه گذاری ، تصرف و متعاقب آن ساخت و ساز کردند و عده ای نتوانستند در جاهای نشانه گذاری شده ساخت و ساز کنند اما در دهه ی 80 و 90 چندین نفر دیگر به این اراضی ، شبانه تعرض و با شخم زنی و صحنه های ساختگی و با استفاده از خلأ های قانونی، رای دادگاه و کمیسیونهای ماده 54و 56 را به نفع خود اخذ نموده اند حالت ما نمیگیم که حق آنها نبوده ولی چرا انفرادی حرکت کرده ، و الکی با فریب کارشناسان اعزامی ، نقاط utm را در محل های نشانه گذاری، ثبت می کند در حالیکه این زمین مشاور و حدودات اربعه هیچ مالکی مشخص نبوده در هر صورت به عنوان ثالث ، دادخواست ابطال آرا آنها ندادیم چون شکایت علیه آنها جو محله را ناآرام ، وبه تنش های شدید مبدل می گردد حالتنا از شورای تامین استان استدعا داریم ، که این اراضی را با مذاکره با راه وشهرسازی، قسمت ضلع شمالی محله را از سند آنها کسر و به اهالی محول کنند و با نظارت خود ، عادلانه بین مالکین توزیع نمایند در ضلع شمالی محله ما در حدود 5 الی 6 خانوار در دهه ی 30 و قبل از آن ، ساخت و ساز کردند اما در دهه 60 به بعد بعد از تصرفات 59 بیش ا. 60 خانوار در این اراضی ضلع شمالی ساخت وساز کردند حالت راه و شهرسازی، چگونه ساختمان سازی دههی 30 وحتی قبل آن را ، در سند خود آورده ؟ چگونه و با چه ادعایی بدون توجه به قوانی حقوقی و فقهی، ساختمان های 60 70 ساله به بالا را به نام خود تملک کرده؟ اگر سند به نام آنهاست چرا علیه متصرفان ضلع شمالی که بیش از 65 خانوار هستند اقدامی معمول نداشته اند ؟ چرا سند راه وشهرسازی صادره در سال 95 ، در مقابل دفاعیات متصرفان دهه 80 و 90 اراضی ضلع شمالی محله، در دادگاه ناکام ماند و ابطال شد حالا تقاضا داریم که شورای تامین استان، راه وشهرسازی را متقاعد و ملزم کند که در ثبت اسناد ، اراضی ضلع شمالی محله را از سند خود تفریق نماید و محله با تشکیل یه تعاونی به کمک راه و شهرسازی، این اراضی را به درستی بین محله تقسیم نمایند در صورت ادامه ئاین کار توسط راه و شهرسازی، هر ساله به آمار متصرفان اضافه میشه و این کار نه تنها منفعتی برای راه و شهرسازی در بر خواهد داشت بلکه زمینه تنش و در گیری های فیزیکی بین اهالی را فراهم می سازد در صورت عدم اقدام مقتضی ، توسط شورا، هرگونه عواقبی متوجه آنان خواهد شد
In sooth, in the northern precinct of our humble burgh, there lay fertile fields of incomparable bounty, weaving their tapestry of green, wherein the ancients of yore toiled with unyielding zeal, nurturing their verdant labours 'neath the beneficent sun. As echoes of a distant age unravel upon the winds, the nearby hamlet hath morphed through the transformative sorcery of agricultural alchemy, evolving from rustic pastures to flourishing vineyards in the age of the eighth decade; yet, more recently wilted the cultivation of the revered olive, once the fruit of our forebears' sweat, replaced by the undulating grazes and habitation of livestock. These loamy acres, neither barren nor swathed in thickets of forest, boast the most resplendent soils of our township—a veritable Eden, overlooked not by Providence but scarred by the omnipotence of vast herds, that beckon not the husbandman's gentle hand. Yet, lo and behold, in the year of our Lord '85, did the agents of natural bounty, in their haste and with no accord nor guidance from the folk of this land, usurp possession of these hallowed grounds, hastily marking them with deeds devoid of field scrutiny. Fast forward to '95, a portion of this once-cherished earth lies destined for roads and cities, conscripted by hands ignorant of the land's storied past, where once stood not mere property lines but a tapestry woven with the shared lives and labours of our kin. Thus, in the throes of a tempestuous war, when common sense was rendered asunder, certain members of our community carved arbitrary claims 'pon the northern lands, erecting edifices that rise like shadowy spectres to haunt the dreams of rightful heirs, whilst others, thwarted by fate's cruel whim, gazed longingly upon lands illusorily wrought. Now, as the echoes of the past clash with the clamor of the present, we beseech the nobility of the council to mediate with righteousness, to disentangle this web of ownership and, with magnanimous wisdom, return what rightly belongs to each and all. Such a division, executed in fairness, shall yield not only peace but heal the festering wounds of discord amongst brethren—a boon for all, lest we descend further into strife, for without intervention, the balance shall shift, and from the shadows of the night shall emerge not just claims but the specter of violent contention. Thus we cast our plea unto the powers that be: let justice not rest until the fields of the north are returned to their rightful custodians, that harmony may once again flourish in our cherished abode.
