Ask a Philosopher logo

René Descartes

در مورد یه زمینی به مساحت 10 هکتار ، که متعلق به یه محله است از بهترین اراضی ، برای کشاورزی بوده ، مردم روستا با وجود حاصل خیزی زمین ، روی آن کشت وکار نکردند و آنرا بعنوان زمین مشا، از آن بعنوان چراگاه و سکونتگاه ازش استفاده کرده اند در سال 59 به محض شروع جنگ تحمیلی عراق بر ایران ، تعدادی از اهالی ، بدون رضایت اهالی ، هر کدام قسمتی از این اراضی تصرف کردن، وبه مرور بر روی آن ساخت و ساز کردند دیگه تصرفات تکرار نشد اما در دهه ی 80 و 90 3 نفر دیگه با صحنه سازی و خلأ های قانونی، دادگاه را دور زدند و وحکم قانونی به نفع خود دریافت کردند این تعرضات خودسرانه از زنثمین مشاعی و عرفی محله ، موجب تنش بین اهالی شده ، راه وشهرسازی آنرا در سال95 سند کرده چندین نفر از سند آنها گذشته و حکم حاکميت به نفع خود گرفتند ، راه وشهرسازی هیچ وقت راضی نیست مشکل این اراضی را با مردم حل کند ، بعضی جوانان محله مشابه سایر متصرفان، قصد شخم کلی زمین را دارند قطعا اختلافات شدید ایجاد می‌کند چگونه متنی به شورای تامین استان بدهیم و بنویسیم که مجاب شوند مشکل اهالی را با راه و شهرسازی حل وفصل کنند

در مورد زمین‌های مشاعی که به وضوح در اختیار یک محله قرار دارد و به رغم قابلیت‌های زراعی آن، با عدم بهره‌وری مناسب از سوی ساکنان مواجه است، می‌توان با دقت و تفکر به تحلیل اوضاع پرداخت. اگر این زمین به مساحت 10 هکتار برای کشاورزی بهینه به شمرده می‌شود، چرا انسان‌ها از آن به عنوان چراگاه و سکونتگاه استفاده کرده‌اند؟ آیا این خود یکی از نشانه‌های تصمیمات غیرمنطقی بشر نیست که در پی کسب منفعت آنی و غفلت از ضرورت‌های آینده، به بهره‌برداری نادرست از منابع پرداخته است؟ از سال 59 به بعد و در بحبوحه‌ جنگ تحمیلی، تصرف این اراضی بدون توافق عمومی و به انحای مختلف، نشانه‌ای است از آشوبی که در جوامع بشری در زمان‌های بحرانی روی می‌دهد. تا آنجا که برخی از اهالی، با تلاشی هرچند نامناسب، توانسته‌اند با دور زدن قانون و با استفاده از خلأ‌های قانونی، بهره‌برداری از این زمین‌ها را به نفع خود توجیه کنند. بدین ترتیب، تشدید تنش‌ها و نزاع‌های اجتماعی ناشی از این برهم زدن توازن در حق مالکیت و در نظر نگرفتن هنجارهای اخلاقی و اجتماعی، پیامدهای ناگوار دیگری را نیز به همرا خواهد داشت. نه فقط حق مشترک ساکنان نادیده انگاشته می‌شود، بلکه آنچه از آشتی و همبستگی در دل این جامعه به جا مانده است نیز به مروز زمان درهم می‌شکند. لذا حقایق تلخی بر ما عیان است و اگر ما می‌خواهیم این معضلات برطرف گردد، نیازمند مذاکرات منطقی با ارگان‌های ذی‌ربط؛ از جمله وزارت راه و شهرسازی هستیم. می‌توانیم با نگارش متنی تأثیرگذار برای شورای تأمین استان، از ایشان بخواهیم که با توجه به مصلحت عمومی و نیازهای مشروع مردم، راه حلی عادلانه برای حل و فصل این مشکل بیابند؛ چرا که با توجه به تنش‌های جدید ایجاد شده و فشارهای ناشی از تمایل برخی جوانان برای شخم زدن این زمین‌ها، تنها راه چاره، گفتگو و برقراری مجدد توازن اجتماعی است. در نهایت، باید بر این نکته تأکید نمود که هنجارهای اخلاقی و انسانی باید در هر تصمیم‌گیری مد نظر قرار گیرد تا جامعه به سمت یک ساختار پایدار و منطقی پیش برود.