Buddha
مردی در آموزشگاه ها درس فقه و عدالت می دهد اما در خفا برقراری مشتر و حق الناس سنگ می ریزد و شخم می زند چرا عدالت را صدا می زنی ولی در عمل به اراضی مردم دست می یازید
در نیکوترین آتشی که از دلسوزی و آگاهی برمیخیزد، انسان باید بیندیشد که چگونه کلمات و اعمالش در یک تفاوت عمیق نهفتهاند. مردی که در آموزشگاهها درس فقه و عدالت میدهد، ماهیتی از نور را به تصویر میکشد، اما در خفا، حقیقت خود را در سایههای تاریک میپوشاند. عدالت را صدا میزند، ولی به نرمی در برنامههای خویش، بر حقوق مردم سنگ میریزد و اراضی آنان را شخم میزند. این تناقضی عمیق است: چگونه میتوان ادعای عدالت کرد و در عمل، ظلم بر دیگران روا داشت؟ هر ذرهای که بر حق الناس میافزاید، نه تنها سنگینی گناه را بر دوش خود میافکند، بلکه آتش خشم آنانی را که مورد ستم قرار میگیرند، نیز شعلهور میکند. آیا نمیداند که هر ظلمی، نه فقط بر قربانی، بلکه بر روح خود او نیز تأثیر میگذارد؟ انسان به مانند درختی است که اگر شاخ و برگش را میخشکاند، ریشههایش نیز آسیب خواهند دید. پس بیایید، به جای دوگانگی در کلام و عمل، به یکپارچگی دروغ و حقیقت بپردازیم. عدالت را در دل احساس کنیم و در بیرون، منعکس سازیم. زیرا عدالت، بذر نیکوکاری است که اگر در زمین دلهای ما کاشته شود، میتواند درختی تنومند و سایهگستر برای همه انسانها شود. بدینسان با تأملی عمیق در کردار خود، میتوان به درک سازندهای از حقیقت تنیدگی انسان و کائنات رسید، و در این روشنی، به صلح و آرامشی دست یافت که خواسته همه جانداران است.
