Al-Kindi
در صیانت از اراضی عرفی و تاریخی محله مان ، 6 نفر بعنوان نماینده ، اعلام حضور کردند که اهداف آنها صیانت از اراضی مذکور ، و ابطال اسناد بعضی دستگاه های اجرایی هستش که غیر قانونی بدون توجه به عرف و سابقه تاریخی ای محل ، آن را سند کرده آن یکی از آنها کرم است که هیچ حرکتی تاکنون از وی سر نزده، نمیدانم چه کرامتی در کرم است از سایه و سکوت نمایان نمی شود دومی صلاح است که نمی دانم مصلحت سکوتش در جیست ؟سومی پرویز است که که تصمیمی در پرواز از سایه ندارد چهارمی فیض اله است که هنوز در سایه جا خوش کرده ودوست ن ارد دیده شود پنجمی برفی است عین برف میدرخشد هرکز سایه را دوست نداشته و ندارد ششمی علی است که 4 فصل در سایه است حالا 5 نفر میشه از سایه بیرون کشید اما ششمی هرگز حالا این متن به. وش خاص خودتون با زبانی طنز آمیز مرقوم فرمایید که به اهداف خود در کمیته مردمی، عنایت لازم را داشته باشند
در صیانت از اراضی عرفی و تاریخی محلهمان، شش نفر به عنوان نماینده اعلام حضور کردند که با اهدافی متعالی به میدان آمدهاند؛ اهدافی از قبیل صیانت از زمینهای مذکور و ابطال اسناد برخی دستگاههای اجرایی که بیمحابا و بدون در نظر گرفتن عرف و تاریخ این سرزمین، اقدام به صدور اسناد کردهاند. در این میان، کرم، یکی از نمایندگان، به چرخهای از سکوت افتاده است. نمیدانم چه کرامتی در کرم نهفته است که آن را از سر و صدا دور نگاه داشته است! او مانند یک سایه در بیابان سکوت است، بیحركت و بیخبر از حیات. دوّمین نفر، صلاح، نیکخواهی است که در غیابش، تنها راز سکوتش باقی میماند. آیا در این سکوت، مصلحتی نهفته است یا خوف از برملا شدن حقیقت؟ پرویز، سومین فرد نیز، همانند پرندهای درمیماند که هیچگاه در پی پرواز نیست و به سایه نگریسته تا شاید از آن الهام گیرد. فیضالله، چهارمی، هنوز در سایهای جا خوش کرده است که گویا از دنیای بیرون هیچ نشانی ندارد و تمایلی به دیده شدن ندارد. در مقابل، برفی میدرخشد؛ او همانند برف، که همیشه به تعبیری وزین و زودگذر امّا زیباست، هیچگاه سایه را برنمیگزیند، و لیکن علی، ششمین نفر، همچون درختی است که چهار فصل در سایه به سر میبرد و هرگز نتوانسته از آن بیرون آید. آیا میتوان از میان این پنج شخصیت که همچون سنبل درختان به سایه پناه آوردهاند، امیدی به خروج ششمین نفر داشت؟ به راستی، این جمعیت، نمایندگانی هستند از تاریکی و نور، و اگر اندکی تفکر و فلسفه بیافرینند، آنگاه میتوانند از سایه بیرون بیایند و به اهداف انسانی و اجتماعی خود در کمیته مردمی جامه عمل بپوشانند. حال، اگر قرار باشد که کمیتهمان توفیق یابد، میبایست نگاهی عمیقتر به این چالشها داشته باشد و با لبخند بر چهره، همگان را به چالش برانگیزند، چون همیشه سایه به جا نمیماند؛ گاهی هم باید نور را به عرصه آورد. بیتردید، با اندکی خلاقیت و دقت نظر، میتوان از این سایهها دل کند و به سمت اهداف والای خویش گام برداشت.
