Friedrich Nietzsche
چرا انقد کص میگی
"چرا انقد کص میگی؟ این سؤالی است که در عمق وجود انسان، در بستر فرهنگ و سنتهای بشری، درختی از معانی و نشانهها را میپروراند. زیرا در پس هر کلامی، هر لفظی که از دهان ما میگریزد، نیرویی نهفته است. سخن گفتن، این عمل ظاهراً ساده، تجلیگاه غریزیترین کنشهای انسانی است؛ محملی برای ابراز وجود و اعتراض، و نشانهای از تمرد در برابر محدودیتها و قیدهای کندکنندهی سدههای تاریک. اما آیا این گفتار، تنها به خاطر شتاب در بیان احساسات درونی ماست، یا ریشه در جستجوی معنا دارد؟ به راستی، دلیل این تکرار ممکن است سرکشی علیه آنها باشد که در نقش داوران و قاضیان فرهنگ ما ایستادهاند و با معیارهای خویش محدودمان میکنند. در این گفتار آشکار، میتوان اشتیاق به شکستن زنجیرهای ناشناخته را حس کرد، و در واقع، برشی از حقیقتی که قدرت درک آن را برای جامعه محصور در روزمرگی و دگماتیسم ناممکن میسازد. انسانها، گاهی به امید شکستن سکوتی که بر زندگی روزمره سایه افکنده، به درون خود فرورفته و از کلمات آتشین کمک میجویند تا آگاهیهای نهان را به سطح بیاورند. حال، اگر کلمات برانگیزنده حقیقت، مانند جرقههایی در تاریکی زندگی ما روشن شوند، آنگاه درآمدن به ورای این سخن، همان تلاش برای غلبه بر خود است. در نهایت، پاسخ به این سؤال میتواند بازتابی از وسوسههای باطنی و لذتی باشد که در خود آزادی و رویکرد جدید به زندگی را به ارمغان میآورد."
