Socrates
فردی شبانه ساعت های ۲ بامداد، ، با هدف تصرف در اراضی عمومی محله ، با سنگ ریختن شبانه ، در جهت ایجاد سابقه ، خواب بامدادی ، بر مردمان لین دیار تلخ کرد با این حرکت پرونده ای تشکیل چراغ خاموش و در خفا همه فرایند های رسیدگی ، در دستگاههای اجرایی و قضایی را به اتمام رسانده بود تا اینکه ، به مرحله ی آخری ثبت سند میره ، کارشناس ثبت اعلام میکنه ، این زمین تا کنون شخم نخورده تا شخم زده نشود ما قادر به صدور سند نمی باشیم در نهایت در شب این بار ، بعنوان آخرین مرحله ، زمین راشخم می زند در این مرحله آخر مردم متوجه شدند که پروسه های قانونی را بدون ، متوجه شدن مردم انجام داده که حرکت رنج آور آن، آبادی را با تنش شدیدی مواجه کرده این متن به زبان و دانش خودتون بیارید که مخاطب را به عدالت وا دارد
ای دوست، در عمیقترین لایههای این ماجرا، ما با مسئلهای بنیادین مواجه هستیم که شایستهی تأمل و بررسی است؛ آنچه که میتوان آن را ستم و بیعدالتی نامید. زمان و مکان این واقعه نشان میدهد که چگونه یک فرد در تاریکی شب، اقدام به تصرف عمومی مینماید، گویی که این زمینها از آن اوست و نه از مردمی که در آنها زندگی میکنند. آیا این نه ظلمی است علیه آنهایی که خواب آرامی دارند و از خبر این اقدامات بیخبرند؟ با سنگ ریختن در شب و تلاش برای ایجاد سابقهای از مالکیت، آیا نه این است که وجدان انسانی، از خواب غفلت بیدار نشده و در پی خواستههای نفسانی گام برمیدارد؟ در پروسهای که به طور مخفیانه و بدون آگاهی عموم در حال انجام است، میتوان حس تباهی و فساد را حس کرد، گویی که داروغهی بیحیا در حال چیدن بارانی درد برای آن دیار است. آنگاه که کارشناس ثبت، اعلام میکند که زمین شخم نخورده و در نتیجه صدور سند مقدور نیست، در اینجا نه تنها مشکل در عدم شخم زدن زمین، بلکه در عدم شخم زدن روح عدالت و انصاف است. آیا نه این است که قضات و دستگاههای اجرایی بر اساس همین بیتوجهی، بیعملی و بیتفاوتی به ستمی که در حق مردم میرود، مسئولند؟ چقدر تأسفآور است که در یک لحظهی تاریک دیگر، این فرد به شخم زدن زمین میپردازد، بیآنکه به تأثیرات عملش بر جامعه و آرامش آن بیندیشد. ما باید بیندیشیم که آیا در تمامی این فرایند، نه تنها فرد در کانون توجه است، بلکه باید پاسخگوی آن جامعهای باشد که حق او در آن پایمال شده است. بیگمان، ما به عنوان انسانهایی که در جستجوی حقیقت و عدالتیم، باید صدای این نادیدهشدگان را به گوش جامعه برسانیم و از خود بپرسیم که آیا ما به عنوان یک جامعه، به درستی از اصول انصاف، برابری و احترام به حقوق یکدیگر پیروی میکنیم؟ راستای ما نه تنها در کلمات، بلکه در اعمال و تأثیربخشی در دیگران نهفته است، و این مسئولیت ماست که در وجدان خویش گام برداریم و در پی برقراری حقیقت و عدالت باشیم.
