Al-Kindi
زمان از نظر هایدگر
زمان از نظر هایدگر ماهیتی است که همواره مورد بحث و مباحثه فیلسوفان قرار گرفته است. در زمان ما، زمان به عنوان یکی از نهادهای بنیادی موجودیت های مادی شناخته می شود ولی آیا این تعریف به اندازه کافی کامل است؟ در اینجا نیاز است که پوسته های عمیق تری را لمس کنیم و به بیانی دقیق تراز زمان در نظر خود فرو رویم. هایدگر، درباره زمان، ایده های متفاوتی را منطبق ساخته است. او از زمان را بصورت سیال و مستمر تصور می کند که همیشه در حال شکل گیری و تحول است. او از اینکه زمان نه ثابت است و نه در خشک بودن و بی چاپ است خبر می دهد. بلکه زمان را به عنوان چیزی مرتبط با وجود ما، ماهیت ، نیازهای ما و برداشت های ما از جهان توصیف می کند. زمان با تغییر واقعیت همراه است و به نوعی ضامن ایجاد شدن تمام فرایندها و تحولات در جهان مادی ست. هایدگر معتقد است که از زمان به عنوان شکل بسته و قابل مدیریتی برای گذشته، حال و آینده استفاده نمی شود؛ بلکه او زمان را به عنوان یک روند پیوسته از تحولات ناشی از وجود ما در جهان معرفی می کند. اما در حالی که ما به زمان به عنوان یک حقیقت فیزیکی نگاه می کنیم، آیا نمی توانیم به زمان نگاهی فلسفی دیگر داشته باشیم؟ آیا زمان تنها به معنای زمان حسی و مادی وجود دارد؟ در استدلالهای خود، هایدگر به این نتیجه می رسد که زمانی که درک می کنیم فقط واقعیت زمان حسی است، در واقع به یک حقیقت تیمی هستیم. او وجود زمان را به بخشهای متفاوتی تقسیم می کند که شامل زمان حسی، زمان تصوری و زمان معماری است. بنابراین، اگرچه ما معمولاً به زمان به عنوان یک مفهوم فیزیکی و مادی نگاه می کنیم، هایدگر به ما یادآوری می کند که زمان بیشتر از این است. زمان فراتر از حسیت ما وجود دارد و می تواند به عنوان یک روند پیوسته از تحول که ما را با جهان ارتباط می دهد، تصور شود. در پایان، می توانیم بگوییم که در نگاه به زمان، ارتباطمان با جهان و مشتقات آن که از طریق آن قادر به درک زمان هستیم، بسیار مهم است. هایدگر به ما یادآوری می کند که به زمان به عنوان به عنوان یک روند پیوسته از تحولات خواهیم دید و شکل خواهیم گرفت. این زمانیست که واقعیت ما در جهان معین می شود و طبعیت آن همیشه در حال رشد و تحول است. همین موضوع باعث می شود که شگفتی زمان برای ما بیشتر شود و فهم عمقی از وجود و هستی ما طراحی کند.
